
هفت صبح| در فوتبال ایران همه بازیکنان با استعداد به حق واقعی خود نرسیدند و خیلیها در داخل و خارج از مستطیل سبز سوختند و ساختند! از کوچه پس کوچههای آسفالت و زمین خاکی تا اوج شهرت، مسیری است که همه بازیکنان فوتبال نمیتوانند آن را طی کنند. چه بسا بازیکنانی که بسیار مستعدتر از ستارههای مشهور کشورمان بودند اما فوتبال روی خوش خود را به آنها نشان نداد. آنچه میخوانید قصه پرغصه استعدادهایی است که زود خاموش شدند یا به دلایل مختلف در این فوتبال سوختند.
دروازهبان؛ پیروز جغتاپور

احمدرضا عابدزاده در تیم ملی «ب» ایران در دهه 60 نیمکتنشین پیروز جغتاپور بود. دروازهبان اسبق تیم منتخب مازندران و نساجی اهل بابل بود و اگر زودتر و در اوج جوانی به تهران میآمد فیکس تیم ملی میشد اما با آن دستان کشیده، قد و بالای مناسب، جسارت و واکنشهای عالی همچون ستاره هالی از آسمان فوتبال ایران گذشت.
دفاع راست؛ شاهین بیانی

وفادار، متعصب، تکنیکی، سرعتی، با اخلاق، نجیب و یک کاپیتان واقعی برای باشگاه استقلال! شاهین بیانی در تمام عمر فوتبالی خودش فقط با پیراهن آبی بازی کرد اما او هم به جایگاه واقعی خودش نرسید. بازیکن خوش استایلی که در دفاع راست و وسط به یک اندازه کارآمد بود و مثل اغلب همنسلان خود یک جام جهانی از این فوتبال طلبکار شد. روزگار با شاهین استقلالیها هم خوب تا نکرد!
دفاع چپ؛ جواد منافی

این یکی قرار بود یک لژیونر موفق در بوندسلیگا حتی قبل از علی دایی باشد اما ... نفرین بر جاده! جواد منافی، مدافع شوتزن و چپ پای پرسپولیس و تیم ملی در اوایل دهه 70 که بسیاری معتقد بودند به یک ستاره کمنظیر در تاریخ فوتبال ایران تبدیل خواهد شد. او در حالی به خاطر یک تصادف شدید در سال 73 مجبور به بازنشستگی زودرس شد که تنها 24 سال داشت. منافی که میتوانست حرفهای زیادی در فوتبال ایران داشته باشد، قربانی سانحهای در جاده شد که ...
دفاع وسط؛ مسیح مسیحنیا

مسیح مسیحنیا مدافع خوشپرش و سابق پرسپولیس و تیم ملی ایران در دهه 50 یکی از بازیکنانی بود که به دلیل تحصیل و شرایط شغلیاش فوتبال را در اوج جوانی کنار گذاشت. البته گفته میشد مصدومیت شدید و نابهنگام هم در آن تصمیم مسیحنیا تأثیرگذار بوده است. فوتبالدوستان قدیمی میدانند مسیحنیا با آن استایل و تسلط روی توپ و هوا الگوی محمد پنجعلی کاپیتان اسبق منتخب آسیا بوده. مسیحنیا هماکنون در ایتالیا مهد مدافعان دنیا ساکن است!
دفاع وسط؛ مهدی هاشمینسب

یاغی فوتبال ایران معروفترین لقب مهدی هاشمینسب بود؛ لقبی که اجازه نداد این مدافع سرزن و گلزن آبادانی به حق خودش در فوتبال ایران برسد. او در شهرآورد تهران، 4 گل برای پرسپولیس و یک گل برای استقلال به ثمر رسانده اما یک بار پای پلکان هواپیما از لیست بازیهای آسیایی 1998 بانکوک (به همراه پرویز برومند) خط خورد.بار دیگر جلال طالبی سرمربی سابق تیم ملی، مهدی هاشمینسب را با خود به جام ملتهای آسیا 2000 لبنان برد اما به او بازی نداد. همچنین پرنده آسمانی بلاژوویچ با آن تیم رؤیایی ایران هم نتوانست همراه تیم ملی به جامجهانی 2002 صعود کند.
هافبک وسط؛ سیروس قایقران

یکی از بهترین هافبکهای میانی تاریخ فوتبال ایران که بدون بازی در استقلال و پرسپولیس و از ملوان انزلی به بازوبند کاپیتانی تیم ملی رسید. زندهنام سیروس قایقران تنها به خاطر مهارت در فوتبال محبوب نشد؛ تواضع، لبخندهای صمیمی و قلب پاکش او را به اسطورهای مردمی تبدیل کرد. در همان دوران، مردم او را بهعنوان نماد افتادگی، جوانمردی و اصالت میشناختند. هافبک شوتزن و خوش استایل تاریخ فوتبال ایران هم به همراه پسرش راستین در سانحه تصادف رانندگی جان باخت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
هافبک تهاجمی؛ مجتبی جباری

یکی از بدترین مصدومیتهای ملیپوشان ایرانی را مجتبی جباری در اردوی سوییس و در آستانه جامجهانی 2006 تجربه کرد. در جریان یک دیدار دوستانه در آخرین اردوی تیم ملی قبل از جامجهانی آلمان، ستاره خط میانی استقلال از ناحیه منیسک خارجی زانوی پای راست مصدوم شد تا آن رویداد بزرگ را از دست بدهد. فیروز کریمی هنوز هم معتقد است اگر آن روز جباری مصدوم نمیشد و در جامجهانی 2006 بازی میکرد فوتبال ایران به دو قسمت تقسیم میشد؛ قبل و بعد از جباری!
هافبک راست؛ شاهرخ بیانی

شاهرخ بیانی یکی از بهترینهای تاریخ فوتبال ایران است که در عرصه ملی به همراه خیلی از ستارههای دهه 60 به حقش نرسید. فوتبالدوستان قدیمی سبک بازی شاهرخ را با دکتر سوکراتس اسطوره تاریخ فوتبال برزیل مقایسه میکردند چراکه بیانی در استقلال و تیم ملی یک استثنا بود. فوقستاره اسبق خط میانی استقلال اگر امروز بازی میکرد شک نداشته باشید در لیگبرتر انگلیس بازی میکرد.
هافبک چپ؛ مجاهد خذیراوی

از آبادان به تهران آمد و یک شبه ره صدساله را پیمود؛ ستارهای که قرار بود به بارسلونا برود اما خیلی زود خاموش شد. مجاهد خذیراوی الماس درخشان فوتبال ایران و استقلال در اوایل دهه 80 بود که روی یک دستمال جیبی میتوانست مدافعان حریف را دریبل بزند! اعجوبه 21 ساله به خاطر حضور در یک پارتی شبانه، 5 سال محروم شد تا به جای بارسلونا به نماد استعدادهای سوخته فوتبال ایران تبدیل شود.
مهاجم سایه؛ ناصر محمدخانی

کارهایی که لیونل مسی در یکی دو دهه اخیر در زمین فوتبال انجام میدهد، ناصر محمدخانی در دهه 60 در پرسپولیس و تیم ملی انجام میداد! یک مهاجم چپ پای تکنیکی که هیچ مدافعی در برابر او نمیتوانست ایستادگی کند و به تعبیر زاگالو سرمربی برزیلی نامآشنای پیشین تیم ملی کویت: «مثل ماهی از دست مدافعان لیز میخورد.» محمدخانی از آن دست بازیکنانی بود که در فوتبال ایران نظیری نداشته و ندارد. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اجازه نداد ناصر محمدخانی موفقترین و بهترین لژیونر تاریخ فوتبال ایران در قلب اروپا شود.
مهاجم نوک؛ حمید علیدوستی

ناصر ابراهیمی سرمربی اسبق تیم ملی هنوز هم میگوید:« اگر حمید علیدوستی مصدوم نمیشد، ایران قهرمان جام ملتهای 1984 آسیا میشد.» علی دایی هم همواره حمید علیدوستی را کاملترین مهاجم تاریخ فوتبال ایران و الگوی خودش میداند. مردی که برخلاف سایر ستارههای فوتبالی مسیری خلاف جهت آب را انتخاب و به جای استقلال و پرسپولیس، پیراهن تیم هُما را پوشید! علیدوستی مدتی هم در فوتبال آلمان بازی کرد و درخشید اما هرگز به آنچه باید میرسید، نرسید!