
هفت صبح| وقتی صحبت از تابآوری یک کشور در زمان جنگ میشود، معمولاً همه نگاهها به خطوط انتقال و نیروگاههای عظیم میافتد. اما جنگ رمضان ۱۴۰۵ یک حقیقت تلخ را به ایرانیان نشان داد؛ هر چه شبکه متمرکزتر باشد، هدف آسانتری برای دشمن است. حالا اما یک راهکار تازه روی میز گذاشته شده و آن ایجاد نیروگاههای خورشیدی غیرمتمرکز در دل شهرکهای صنعتی و حتی روی برجهای بلند است. این راهکار هم میتواند ناترازی برق را درمان کند و هم وابستگی کشور به سوختهای فسیلی را بشکند. اما این مسیر، هموار نیست. دولت باید بسترهایی فراهم کند و موانع موجود را از سر راه بردارد.
سالهاست که ناترازی برق ایران، زنگ خطر را برای صنایع به صدا درآورده، آمارهای رسمی میگویند کسری برق کشور در سال ۱۴۰۴ به ۲۵ هزار مگاوات رسید و صنایع بزرگ در اوج تابستان با قطعیهای مکرر دستوپنجه نرم میکردند. اما جنگ رمضان معادله را یکباره عوض کرد. حملات به تأسیسات حرارتی، به وضوح نشان داد که یک شبکه متمرکز برق چقدر میتواند شکننده باشد.
حالا، احداث نیروگاههای خورشیدی در شهرکهای صنعتی به عنوان یک راهبرد کلیدی مطرح است، مزیت اصلی این مدل، همان «تمرکززدایی» است. اگر هر شهرک صنعتی بتواند برق مصرفی خود را خودش تأمین کند، دیگر آن وابستگی مطلق به شبکه سراسری را نخواهد داشت و از مدیریتهای بار و قطعیهای مکرر در امان میماند.
واقعیت این است که تابش خورشید در ایران کم نیست. با بیش از ۳۰۰ روز آفتابی در بسیاری از مناطق، ایران یکی از مستعدترین کشورهای جهان برای انرژی خورشیدی محسوب میشود.
مطالعات نشان میدهد میانگین تابش خورشید در ایران بین ۴.۵ تا ۵.۵ کیلوواتساعت بر مترمربع در روز است. یزد، کرمان، فارس و اصفهان در کمربند خورشیدی قرار دارند و پتانسیل تولید برق خورشیدی در آنها بسیار بالاست. اما این پتانسیل طبیعی، تا امروز آنطور که باید به بهرهبرداری نرسیده است. ظرفیت نصبشده نیروگاههای خورشیدی در استان تهران، که پرجمعیتترین استان کشور است، فقط ۸۵ مگاوات است؛ رقمی که در برابر نیاز صنعتی پایتخت، واقعاً ناچیز به نظر میرسد.
دولت باید چه بسترهایی فراهم کند؟
اگر دولت واقعاً به دنبال توسعه غیرمتمرکز صنعت برق است، باید سه گام اساسی بردارد یعنی کار اداری را آسان، تأمین مالی را ممکن سازد و زیرساخت فنی را ایجاد کند.
یکی از بزرگترین موانع پیش روی سرمایهگذاران، پیچیدگی فرآیندهای اداری است. تأمین زمین و صدور مجوزها، دو مشکل اساسی سرمایهگذاران در این حوزه است. برای دریافت مجوز احداث نیروگاه خورشیدی، سرمایهگذار باید از چندین نهاد مختلف مجوز بگیرد:
ساتبا برای پروانه احداث، سازمان محیط زیست برای مجوز زیستمحیطی، شرکت توزیع برق منطقهای برای مجوز اتصال به شبکه و سازمان امور اراضی برای تأیید زمین. این فرآیند، گاهی تا چندین ماه طول میکشد و سرمایهگذار را خسته میکند. آنچه دولت باید انجام دهد، ایجاد «پنجره واحد سرمایهگذاری» در حوزه انرژی خورشیدی است؛ سیستمی که در آن، سرمایهگذار فقط یک بار مدارک را تحویل دهد و بقیه کارها به صورت خودکار بین دستگاهها پیگیری شود.
همچنین تأمین مالی با وامهایی بازپرداخت منطقی اجرا شود. هزینه احداث نیروگاه خورشیدی، بزرگترین مانع پیش روی توسعه است. برای یک نیروگاه یک مگاواتی، سرمایه اولیه مورد نیاز در سال ۱۴۰۴ بین ۱۹ تا ۳۱ میلیارد تومان برآورد میشود. در نگاه اول، این رقم سنگین به نظر میرسد، اما اگر به درآمدزایی آن نگاه کنیم، تصویر عوض میشود. یک نیروگاه یک مگاواتی در منطقهای با تابش خوب، سالانه حدود ۱,۸۰۰,۰۰۰ کیلوواتساعت برق تولید میکند. اگر تعرفه خرید تضمینی برق در سال حدود ۳,۰۰۰ تومان به ازای هر کیلوواتساعت باشد، درآمد ناخالص سالانه این نیروگاه به حدود ۵ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان میرسد.
با کسر هزینههای نگهداری سالانه (حدود ۴۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان)، سود خالص سالانه حدود ۴.۶ تا ۵ میلیارد تومان خواهد بود. به عبارت دیگر، دوره بازگشت سرمایه برای یک نیروگاه یک مگاواتی در بهترین شرایط، حدود ۴ تا ۵ سال است و پس از آن تا ۲۰ سال درآمدزایی خالص دارد. اما مشکل اینجاست که وامهای فعلی بانکی برای احداث نیروگاه خورشیدی، چندان جذاب نیستند.
نرخ سود این وامها بالاست و دوره تنفس معمولاً یک تا ۳ ساله دارد. در شرایط تورم ۵۵ درصدی، تاخیر در صدور مجوز و تسهیلات سرمایهگذار را دلسرد میکند. آنچه دولت باید انجام دهد، ارائه وامهای کمبهره با دوره بازپرداخت بلندمدت (۱۰ تا ۱۵ ساله) است. دولت میتواند بخشی از سود تسهیلات را یارانه بدهد تا نرخ موثر برای سرمایهگذار به زیر ۱۰درصد برسد.
ایجاد بازار تضمینی و شفاف برای برق خورشیدی نیز یکی از مهمترین مشوقهای توسعه انرژی خورشیدی در ایران است، قراردادهای خرید تضمینی ۲۰ ساله که توسط ساتبا منعقد میشود سرمایهگذار را از بابت نوسانات قیمت برق و عدم تقاضا آسوده میکند، اما این قراردادها یک نقطه ضعف بزرگ دارند؛ تعرفه خرید تضمینی، سالانه توسط دولت تعیین میشود و قابل تغییر است. در شرایط تورمی، اگر تعرفه متناسب با تورم افزایش نیابد، عملاً ارزش واقعی درآمد سرمایهگذار سال به سال کاهش مییابد. پیشنهاد مشخص این است که تعرفه خرید تضمینی باید به شاخص قیمت مصرفکننده یا نرخ تورم رسمی گره بخورد تا ارزش واقعی آن در بلندمدت حفظ شود.
موانع توسعه نیروگاههای خورشیدی
البته حتی اگر دولت تمام بسترهای مالی و اداری را فراهم کند، سه مانع ساختاری دیگر هم بر سر راه توسعه نیروگاههای خورشیدی در شهرکهای صنعتی وجود دارد.
ضعف زیرساخت نگهداری و تعمیرات است. یکی از تجربههای تلخ گذشته، نصب سیستمهای خورشیدی بدون پشتیبانی فنی بعدی بوده است. در سالهای گذشته، سازمان انرژیهای نو در روستاهای دورافتاده سیستمهای خورشیدی نصب کرد، اما به دلیل اینکه تربیت تکنسین در آن مناطق صورت نگرفته بود، مردم در زمینه تعمیرات به مشکل خوردند و بعد از مدتی این تجهیزات بلااستفاده ماند و به یک ضدتبلیغ تبدیل شد.
راهکار این است که دولت همزمان با توسعه نیروگاهها، دورههای آموزشی برای تکنسینهای بومی هر منطقه برگزار کند. همچنین، ایجاد «صندوق نگهداری و تعمیرات» با مشارکت بخش خصوصی و دولتی، میتواند تضمین کند که نیروگاهها پس از نصب، رها نشوند. همچنین بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد هزینه احداث یک نیروگاه خورشیدی، مربوط به تجهیزات اصلی شامل پنلها، اینورترها و سازههای نگهدارنده است. تقریباً تمام این تجهیزات، یا وارداتی هستند یا توسط شرکتهای داخلی با قطعات وارداتی مونتاژ میشوند. در شرایط تحریم و جنگ، زنجیره تأمین به شدت آسیبپذیر است.
قطع شدن مسیرهای وارداتی، میتواند پروژههای نیمهتمام را سالها متوقف کند. راهکار این است که دولت با اعطای وامهای کمبهره و معافیتهای مالیاتی، سرمایهگذاری در تولید داخلی پنلهای خورشیدی و اینورترها را تشویق کند. ایران پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به قطب تولید تجهیزات خورشیدی در منطقه دارد، اما نیاز به یک «جهش صنعتی» در این حوزه دارد.
از طرفی دیگر بسیاری از مدیران صنعتی هنوز به انرژی خورشیدی به عنوان یک منبع «غیرقابل اعتماد» نگاه میکنند. این بیاعتمادی، ریشه در پروژههای ناموفق گذشته و نبود مطالعات موردی موفق دارد. راهکار این است که دولت چندین «پروژه پایلوت» در شهرکهای صنعتی بزرگ اجرا کند و نتایج مالی و عملیاتی آن را به صورت شفاف منتشر کند. دیدن یک نمونه موفق و ملموس، بهترین تبلیغ برای جلب اعتماد سرمایهگذاران است.
چرا غیرمتمرکزسازی یک ضرورت امنیتی است؟
توسعه نیروگاههای خورشیدی را از جنبه پدافند غیرعامل بسیار مهم است، زیرا یکی از تهدیدات جدی دشمن، آسیب به نیروگاههای حرارتی و قطع برق است و توسعه نیروگاههای خورشیدی به دلیل ماهیت پراکنده و غیرمتمرکز بودن آنها، تابآوری در برابر تهدیدات نظامی را ارتقا میدهد.در جنگ رمضان ۱۴۰۵، حملات به نیروگاه حرارتی شهید منتظری اصفهان، موجب قطعی گسترده برق در مرکز کشور شد.
یک حمله هدفمند، میلیونها نفر را با مشکل مواجه کرد. اما اگر همان میزان ظرفیت تولید، بین دهها نیروگاه خورشیدی کوچک در شهرکهای صنعتی مختلف پخش شده بود، از بین بردن کل آنها برای دشمن تقریباً غیرممکن بود. بنابراین نیروگاههای خورشیدی در شرایط جنگی، به دلیل عدم وابستگی به سوخت و عدم نیاز به شبکه گسترده انتقال، یکی از مطمئنترین منابع تأمین انرژی هستند. اوکراین در جریان حملات روسیه، به طور گسترده از پنلهای خورشیدی برای برقرسانی اضطراری به مراکز درمانی و ایستگاههای امدادی استفاده کرد.
تا زمانی که این شرایط فراهم نشود، پتانسیل عظیم خورشیدی ایران، همانطور که تا امروز بوده، فقط روی کاغذ میماند. اما اگر دولت اراده کند، شهرکهای صنعتی میتوانند از مصرفکنندگان وابسته برق، به تولیدکنندگان مستقل و تابآور تبدیل شوند.


