
هفت صبح| اواسط سال ۱۴۰۰ زن میانسال با ماموران پلیس تماس گرفت و خبر از ناپدید شدن ناگهانی دختر خود داد. این زن افغان در گزارش فقدان دخترش به ماموران گفت: «حدود دو سال قبل بود که دخترم برای ادامه زندگی به خانه ما آمد. به دلیل اینکه شوهرش بیکار شده و تصمیم گرفته بود مدتی برای کار به افغانستان برود. دامادم هر چند ماه یک بار به ایران برمیگشت و همسر و فرزندش را ملاقات میکرد اما من حس میکردم بین آنها دلخوری وجود دارد.» او ادامه داد: «روز قبل دخترم به نام آفتاب ۲۰ ساله؛ از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت.در این دو سال که او با ما زندگی میکرد سابقه نداشت که بیخبر جایی برود. ما افغان هستیم و هرچند سالهاست در تهران زندگی میکنیم اما در این شهر دوست و اقوامی نداریم که آفتاب، شب را در خانه آنها بگذراند. به همین دلیل به شدت نگرانم.»
یک سرنخ مهم
با اعلام مفقود شدن آفتاب، اقدامات پلیس برای یافتن ردی از او آغاز شد. در نخستین گام از تحقیقات مشخص شد که شوهر آفتاب درست چند روز قبل از ناپدید شدن او به ایران بازگشته اما سراغ خانواده همسرش نرفته بود. همین رفتار شکبرانگیز او سبب شد که ماموران درصدد دستگیری او برآیند تا علت این مخفیکاری و همچنین ارتباط احتمالی بازگشت او با موضوع گم شدن آفتاب فاش شود.به این ترتیب شوهر آفتاب در اقدام غافلگیرانه از سوی پلیس به دام افتاد.
کشف جسد
در همین حال که تحقیقات از شوهر آفتاب ادامه داشته و او منکر هرگونه ارتباط با گم شدن همسر خود بود، جسد زن جوان که با اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده بود، در حاشیه شهر تهران در یک اتاقک نگهبانی متروکه پیدا شد.شواهد ابتدایی و بررسیهای تیم تشخیص هویت حکایت از آن داشت که چند روز از قتل آفتاب میگذرد و تخمین زمان وقوع جنایت با زمان مفقود شدن ناگهانی زن جوان یکی بود.
در بررسیهای محلی مشخص شد که فردی به نام قهار به همراه شوهر آفتاب به نام جلیل در آن اتاقک تردد داشتند. محلیهایی که در رفت و آمد به زمینهای کشاورزی خود این دو نفر را دیده بودند به ماموران گفتند که گمان میکردند این دو جوان افغان برای مصرف مواد مخدر به آن اتاقک تردد میکنند اما وقتی بوی بدی از اتاقک استشمام کرده بودند، به آنجا مراجعه کرده و با جسد زن جوانی مواجه شده بودند.
به این ترتیب قهار نیز بازداشت شد و اعتراف کرد که با همدستی جلیل، زن جوان را به اتاقک متروکه کشانده و او را به قتل رسانده بودند. با اعتراف قهار، جلیل نیز مجبور شد که به قتل همسرش اعتراف کند.به این ترتیب هر دو نفر تحت بازجویی قرار گرفته و بعد از صدور کیفرخواست، جلیل به اتهام مباشرت در قتل همسرش و جلیل به اتهام معاونت در قتل در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی پدر و مادر آفتاب از سوی خود و همچنین به قیومیت فرزند خردسال آفتاب تقاضای قصاص قاتل دخترشان و اشد مجازات برای همدست او را عنوان کردند.
سپس جلیل پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود ماجرای اختلافش با همسر خود را شرح داد: «مدتی قبل تصمیم گرفتم برای کار به افغانستان برگردم و به همسرم گفته بودم که من بعد از چند ماه اگر دوباره در ایران کار پیدا کنم نزد تو و فرزندمان برمیگردم.من چند ماه یک بار با هر سختی که بود به او سر میزدم و برایش پول میآوردم.هر چه که دوست داشت برایش میخریدم و دوباره بازمیگشتم.میخواستم همسرم در نبود من احساس کمبود چیزی را نداشته باشد اما او برخورد خیلی بدی با من کرد.تا حدی که من مطمئن شدم او به محبتهای من بیاعتنا بوده و دیگر من را دوست ندارد.»
متهم ادامه داد:«چند وقت قبل از اقوام میشنیدم که آفتاب رفتارهای مشکوکی دارد و با مرد غریبهای در ارتباط است.من برای اینکه مطمئن شوم از اقوام خود از جمله قهار خواستم همسرم را تعقیب کرده و از او فیلم و عکس تهیه کنند و آنها چندین عکس از رفت و آمدهای پنهانی آفتاب برایم فرستادند.وقتی به ایران بازگشتم و موضوع را با آفتاب در میان گذاشتم، او منکر همه چیز شد و گفت برایش پاپوش درست کردهاند.
میگفت با آن مرد غریبه ارتباط خاصی ندارد.من هم پنهانی گوشیاش را چک کردم و دیدم پیامهای عاشقانه زیادی برای آن مرد ارسال کرده بود و مرتبا با همدیگر در تماس بودند. وقتی از این ماجرا مطمئن شدم تصمیم گرفتم همسرم را بکشم. به افغانستان بازگشتم و مدتی در مورد این موضوع تحقیق کردم تا اینکه مطمئن شدم به دلیل این رفتار همسرم مجوز قتل او را دارم؛ به دلیل اینکه او به من خیانت کرده بود و من او را مهدورالدم میدانستم.»
او در مورد روز حادثه گفت: «آن روز پنهانی به ایران آمده بودم و به همراه قهار نزدیک خانه مادر همسرم کشیک کشیدیم تا او از آنجا بیرون آمد.بعد او را تعقیب کردیم و چند خیابان بالاتر سرراهش قرار گرفتم و از او خواستم سوار ماشین شود.او خیلی شوکه شده بود. به او گفتم برای صحبت کردن راجع به مشکلمان باید به خانه خواهرش برویم اما به اتاقک نگهبانی که قهار آن را پیدا کرده بود، رفتیم و با کمک قهار، همسرم را به داخل اتاقک کشانده و با ضربات چاقو او را کشتم.»
سپس نوبت به قهار رسید که از خود دفاع کند. او گفت: «من اتهامم را قبول ندارم.جلیل به من گفته بود مراقب روابط همسرش باشم و روز حادثه قرار بود به خانه خواهر آفتاب برویم اما ناگهان از من خواست به سمت اتاقک نگهبانی تغییر مسیر دهم. من در جریان نقشه او برای کشتن همسرش نبودم و او خودش این کار را انجام داد.»قضات دادگاه بعد از اینکه مدارک موجود در پرونده را بررسی کردند، جلیل را به پرداخت دیه و حبس محکوم کردند. در حالی که او به رای صادر شده اعتراض کرد و گفت دیه را نمیپردازد، رسیدگی به پرونده بار دیگر در شعبه هم عرض انجام شد و قضات این شعبه برای تصمیمگیری نهایی راجع به پرونده وارد شور شدند.





