
. این آثار حماسی تا جای ممکن تلاش دارند به واقعیت و جزئیات علمی تکیه کنند و از منطق دور نشوند؛ و خب با همین رویکرد باعث میشوند مخاطب به شکل دقیقتر درباره تکنولوژی، فضا و زمان بیندیشد. برخی از تاثیرگذارترین فیلمهای این ژانر به اکتشاف مفاهیم پیچیدهای مثل سفر در زمان یا هوش مصنوعی میپردازند.
بهترین فیلمهای علمی تخیلی هاردکور تصویرسازیهای بهشدت دقیق و وسواسگونهای از سفر در فضا، رفتار و ماهیت هوش مصنوعی و حتی مضامین فلسفی حول محور اختیار و آزادی عمل (در برابر جبرگرایی) ارائه میدهند. استیون اسپیلبرگ و کریستوفر نولان تنها دو تن از فیلمسازان برجسته و تاثیرگذاری هستند که به ژانر «علمی تخیلی هاردکور» جان تازه بخشیدهاند و باتوجه به اینکه فیلم Rendezvous with Rama به کارگردانی دنیس ویلنوو در راه است، اکنون بهترین فرصت برای تماشا (یا شاید هم تماشای مجدد) برترینهای این ژانر به نظر میرسد.
۵) Close Encounters of the Third Kind

محصول: ۱۹۷۷
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
فیلمهای علمی تخیلی استیون اسپیلبرگ همیشه مورد احترام سینمادوستان و منتقدان بوده، به خصوص با وجود آثاری چون E.T. The Extra-Terrestrial (ای. تی. موجود فرازمینی) و Jurassic Park (پارک ژوراسیک) در کارنامه هنریاش. اما یکی از آثار وی که به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته و نمیگیرد، Close Encounters of the Third Kind است که روی یک پدیده عجیب در ایالت ایندیانا ایالات متحده تمرکز دارد. روی نیری، یک کارگر خطوط برق، زمانی که برای تعمیر یک خرابی در شبکه الکتریسیته به محل اعزام میشود، مواجههای باورنکردنی با یک UFO (شیء پرنده ناشناخته) دارد و شاهد گروگانگیر یک پسر بچه توسط آن است.
طی این اتفاق کنجکاوی غیرقابل توقفی بر «روی» و همراهش غلبه میکند و آنها به جایی کشیده میشوند که محل ملاقات مقامات دولتی با بیگانگان است. اسپیلبرگ در فیلم Close Encounters بیگانگان را به عنوان موجوداتی مرموز و در حین حال دارای نیات خیر به نمایش میگذارد و سراغ آن نگاههای همیشگی (که بیگانگان را متجاوزان هولبرانگیز و ترسناکی نشان میدهد) نرفته است.
با تمرکز ویژه روی ارتباطگیری از طریق ریاضیات و صداها – که هردو کاملا در تفکرات علمی و واقعگرایانه دانشمندان ریشه دارد – فیلم Close Encounters of the Third Kind ملاقات میان زمینیها و فرازمینیها را با یک نگاه دقیق و واقعگرا به تصویر میکشد. این فیلم علمی تخیلی به شایستگی مورد استقبال منتقدان قرار گرفت و ماجرای الهامبخشها درباره حیات بیگانه همچنان ستودنی است.
۴) Minority Report
محصول: ۲۰۰۲
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
راجر ایبرت، منتقدان شناختهشده و مشهور هالیوود، فیلم سینمایی Minority Report را به عنوان یک «شاهکار» و بهترین اثر سال ۲۰۰۲ میلادی معرفی نمود. و خب اگر این فیلم را دیده باشید، به راحتی میتوانید به دلایل این ادعا پی ببرید. «گزارش اقلیت» که باز هم توسط استیون اسپیلبرگ کارگردانی شده، در یک نسخه آیندهگرا از شهر واشینگتن دیسی جریان دارد، جایی که با پیشرفت خارقالعاده علم، کارآگاهها پیش از وقوع جرایم با استفاده از تکنیکهای شناختی جلوی آنها را میگیرند.
جان اندرتون (با بازی تام کروز) که یکی از مسئولان و پشتیبانان این دپارتمان در اداره پلیس شهر است، ناگهان خودش در دام سیستم میافتد و پیشبینی میشود که قرار است یک قتل انجام دهد. در نتیجه این اتفاق اندرتون مجبور است پا به فرار بگذارد و در این میان تلاش کند علاوه بر اثبات بیگناهی خود، به همه نشان دهد که سیستم پیشبینی جرایم دچار نقصهای فراوانی است؛ سیستمی که خودش روزی تمام و کمال از آن حمایت میکرد.
Minority Report یک اثر علمی تخیلی هارکورد و شگفتانگیز است که با تبحر خاصی جهانسازی، اکتشاف تکنولوژیهای نوظهور و سوالات عمیق روانشناختی را باهم تلفیق میکند. علاوه بر اینها فیلم کلی صحنه اکشن درجه یک دارد، از سبک زیباییشناسی تاریک و خشنی بهره میبرد و همزمان به مضامین اخلاقی عمیق میپردازد تا نهایتا یک اثر جاودانه و کمنظیر به دست سینمادوستان برسد.
۳) ۲۰۰۱: A Space Odyssey

محصول: ۱۹۶۸
کارگردان: استنلی کوبریک
حماسه علمی تخیلی ۲۰۰۱: A Space Odyssey طی میلیونها سال رقم میخورد. ماجرا از جایی آغاز میشود که بیگانگان به انسانتباران (گونه ابتدایی که شامل میمونها و انسانها میشد) نحوه استفاده از ابزار را میآموزند تا به تکامل برسد. سپس داستان به آینده سفر میکند، جایی که یک سفینه با نام Discovery One برای اکتشاف سیاره مشتری راهی فضا شده است.
فیلم اودیسه فضایی ۲۰۰۱ روی مفاهیمی چون تکامل، هوش مصنوعی و شکنندگی ذاتی انسانها تمرکز دارد. کامپیوتر خودآگاه HAL ۹۰۰۰ در ادامه شروع به نمایش رفتارهای عجیب میکند و همین مسئله باعث شکلگیری درگیری میان این ماشین و فضانوردان میشود.
به عقیده اکثر منتقدان و صاحبنظران، استنلی کوبریک با A Space Odyssey نشان داد که خیلی از زمان خود جلوتر بود. این فیلم به صورت کلی به عنوان یکی از دقیقترین آثار علمی تخیلی تاریخ شناخته میشود و اگر در نظر بگیرید که در چه زمانی و با چه امکاناتی ساخته شده، قطعا در دیدن جزئیات علمی بینقص و باورنکردنی آن مو به تنتان سیخ خواهد شد. مشخصا کوبریک همکاری نزدیکی با دانشمندان و فضانوردان داشته تا یک تجربه علمی دقیق خلق کند؛ یکی از واضحترین جنبههای این دیدگاه نیز حرکات طبیعی و واقعگرایانه شخصیتها و اجسام در جاذبه صفر است.
در هر صورت، ۲۰۰۱: A Space Odyssey با عمق فلسفی، پایانبندی مبهم و جلوههای تصویری خارقالعاده به عنوان یکی از بهترین فیلمهای علمی تخیلی هارکورد شناخته میشود و از جمله مهمترین بخشهای میراث غنی کوبریک به شمار میآید.
۲) The Martian
محصول: ۲۰۱۵
کارگردان: ریدلی اسکات
مارک واتنی (با بازی مت دیمون) در سابب ۲۰۳۵ با سفینه Ares III راهی یک سفر تحقیقاتی و اکتشاف به سمت کره مریخ است؛ سفری که به منظور گسترش حضور بشر روی این سیاره برنامهریزی شده. مارک در ابتدای سفر پنج فضانورد دیگر را در کنار خود میبیند، اما پس از وقوع یک طوفان بزرگ همه چیز بهم میریزد. گروه فضانوردان که مجبور به تخلیه و ترک هرچه سریعترمریخ هستند، به واسطه هرج و مرج مارک را مرده فرض میکنند و از سیاره خارج میشوند. با این حال مارک – که اکنون حسابی زخمی شده – از حادثه جان سالم به در میبرد، اما مشکل اینجاست که تک و تنها در یک سیاره بیگانه گیر افتاده است.
در ادامه مسیر مارک باید با استفاده از مهارتهای مهندسی خود راهی برای بقا بیابد و با استفاده از ارتباط ماهوارهای با مدیران ناسا، به دنبال مسیر بازگشت به زمین باشد. فیلم سینمایی The Martian در تمام طول داستان سعی دارد واقعگرایی علمی را با تعهد بالایی حفظ کند. تقلای مارک برای یافتن آب و غذا و مسیری امن برای بازگشت، مهمترین چالشهای او هستند و نحوه به تصویر کشیدن استفاده وی از علومی چون گیاهشناسی، مهندسی و مکانیک کاملا واقعگرایانه و از نظر علمی دقیق است.
همه اینها در ترکیب با هنرنمایی هوشمندانه و جذاب مت دیمون باعث شده تا مخاطبان با یک اثر علمی تخیلی متفاوت و خاص مواجه باشند؛ اثری که با نگاه مثبتاندیشانه نبوغ انسان در مواجهه با خطرات فضا را به معرض نمایش میگذارد و با درگیریهای همیشگی و سنتی ژانر علمی تخیلی فاصله دارد.
۱) Interstellar

محصول: ۲۰۱۴
کارگردان: کریستوفر نولان
در آینده نه چندان دوری که فیلم سینمایی «میانستارهای» (Interstellar) ترسیم میکند، زمین کم کم دارد از حالت قابل سکونت خارج میشود و دلیل اصلی آن هم طوفانهای بیپایان گرد و خاک و کمبود غذا است. شخصیت کوپر (با بازی متیو مککانهی) بازنشستگی را کنار میگذارد و خلبان تیمی از محققان میشود که باید با عبور از یک کرمچاله (Wormhole) مقصد بعدی ساکنان زمین را پیدا کنند.
به طور دقیقتر، کرمچاله مذکور به کهکشانی راه مییابد که در آن ۱۲ سیاره به عنوان گزینههای احتمالی برای سکونت انسانها معرفی شدهاند. همان طور که انتظار میرود، این سفر طولانی و طاقتفرسا بسیار دشوارتر و پیچیدهتر از آن است که کوپر و تیمش تصور داشتند و این خلبان زبده خیلی زود الزام فداکاری و تلاش برای بقا را درک میکند.
فیلم Interstellar از کریستوفر نولان حقیقتا یک نمایش خیرهکننده و جنونآمیز است. قطعات موسیقی که هانس زیمر افسانهای برای فیلم خلق کرده به بهترین شکل ممکن مقیاس و عظمت فضا را به ذهن مخاطب منتقل میکند و تکتک جنبههای «میانستارهای» بر اساس تئوریها و حقایق علمی ساخته شده. کیپ ثورن که یک فیزیکدان سرشناس آمریکاییی است، یکی از تهیهکنندگان فیلم بوده و به خاطر مشاورههای دقیق دانشمندانی نظیر او مخاطبان شاهد تصویرسازیهایی بسیار دقیق از سیاهچالهها، قانون نسبیت انیشتین و اتساع زمان هستند.
میانستارهای ترکیبی جانانه از عشق، امید، دلشکستگی، شگفتی و علم خالص است و همانطور که پس از دهههای متعدد مخاطبان درباره «اودیسه فضایی» کوبریک صحبت میکنند، اثر کمنظیر نولان نیز تا دههها و بلکه شاید قرنها به عنوان بهترین – یا حداقل یکی از بهترینها – فیلم علمی تخیلی به مخاطبان سرتاسر دنیا معرفی شود.
نظر شما چیست؟ کدام یک از آثار لیست برایتان جذابتر است و کدام آثار شایستگی حضور در آن را داشتند؟ حتما نظرات خود را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.




